تبلیغات
سیاست پدر ومادر ندارد. - آسیب‌شناسی احزاب سیاسی در کردستان ایران

به نام خدا

سیاست پدر ومادر ندارد.
WELLCOME TO FREEDOM KURDESTAN  به وبلاگ  آزادی کردستان  خوش آمدید


¿آسیب‌شناسی احزاب سیاسی در کردستان ایران
یکشنبه 8 آبان 1384
بررسی نقش و تأثیرگذاری احزاب سیاسی کردی بعد از انقلاب ایران (1357) در شکل‌گیری مسائل منطقه، آنهم از دیدگاه آسیب‌شناسانه از یک سو امری مهم و درخور توجه است و در عین حال سخت، نفس‌گیر و حساس. بنابراین حرکتی است که در عین حال نیازمند واقع‌نگری و جامع‌نگری است، اندکی تسامح و صبر و حوصله نیز می‌طلبد. ناگفته نماند که در هر گامی که معطوف به نقد از خود است، این ضرورتها و نیازها احساس می‌شود.
در اینجا به تأکید می‌گویم که کم و بیش همه‌ی مفروضاتی که در مورد شکل‌گیری و تأثیر احزاب سیاسی کشور و آثار و نتایج حاصل از آن مطرح است، در مورد احزاب فعال در کردستان نیز صادق است. بنابراین بستر فکری، فرهنگی و اجتماعی- سیاسی آنها همانند سایر احزاب سیاسی در ایران است. این امر شامل آثار مثبت و منفی، هر دو می‌باشد. موضوعی که در مقالات و بعضاً کتابهای مستقل مورد توجه و تحلیل قرار گرفته و من نیز به سهم خود در مقاله‌ای تحت عنوان نقش احزاب سیاسی در توسعه‌ی سیاسی، برخی از وجوه آن را بررسی کرده‌ام.
در آنجا به صورت کلی و با توجه به جامعه‌ی ایران، برخی از مشکلات و موانع موجود برای فعالیت حزب‌های سیاسی را در چند مورد ذکر کردم که عبارتند از:
1. در ایران همانند سایر کشورهای در حال رشد جامعه همواره ضعیف‌تر از دولت بوده، در عین حال دولت در همه جا حضورش احساس شده است.
2. از دیگر ضعف‌های موجود، عدم استفاده از فرصتهای محدود به دست آمده در جهت نهادینه کردن دمکراسی و تثبیت نهادهای آن است. هرچند این فرصت‌ها آنقدر نبوده است که لوازم ضروری دمکراسی، خود را مستحکم کند.
3. مشخص بودن قدرت سیاسی و خصوصیات برجسته کادر رهبری سیاسی در گذشته تاریخی ما، از موانع تحقق و شکل‌گیری حزب‌های سیاسی کارآمد بوده است.
4. محدودیت‌های موجود در قانون احزاب مصوب 1360 و فراهم نشدن بستر لازم برای تشکیل حزب‌های سیاسی غیردولتی.
5. چانه‌زدنیهای پنهان برای حل برخی از مشکلات مقطعی در رقابت‌های دو جناح راست وچپ در سالهای اخیر از موانع دیگری است که وجود داشته و مانع از اجتماعی شدن مشکلات گردیده است. در نتیجه با حل مقطعی آن مشکلات به صورت چانه‌زنیهای پنهانی، عملاً مردم از جریان سیاست و حکومت کنار گذاشته شده، یا انگیزه برای آن را از دست می‌دهند.
با وجود این مشکلات و آثار بعدی آنها، طبیعی است که نتوانیم تجربه‌ی موفقیت‌آمیزی در زمینه‌ی فعالیت حزبی و مشارکت سیاسی داشته باشیم و همواره در نبود جامعه و نهادهای مدنی منسجم و تأثیرگذار، آنچه پی‌درپی بازتولید شده است اقتدارنگری و اقتدارگرایی قدرت سیاسی بوده است. فراز و نشیب رویدادهای سیاسی ایران در سده گذشته تا امروز بیانگر این واقعیت بوده است.
احزاب سیاسی در کردستان و مناطق کردنشین
نیم‌نگاهی به فعالیت‌های حزبی در سطح مناطق کردنشین ایران، این واقعیت را آشکار می‌سازد که ماهیتاً تفاوت اساسی میان رفتار احزاب در سطح ملی وجود ندارد. البته از آنجا که به نظر می‌رسد احزاب در سطح ملی کارکردهای دیگری نیز می‌توانند داشته باشند، توجه خاص به نقش و کارکرد آنها نیز دارای اهمیت است. اگر در ارتباط با احزاب سیاسی در سطح ملی تصور آن است که آنها موجب ادغام اجتماعی می‌شوند و گرایشهای محلی‌گرایانه را به نفع گرایشهای ملی تعدیل می‌کنند، احزاب محلی عامل مؤثری در تجمیع و بیان خواسته‌های محلی به صورت دقیق و روشن به شمار می‌روند.
به عبارت دیگر کارکردهای احزاب در دو سطح ملی و محلی می‌تواند مکمل یکدیگر باشند. با این پیش‌فرض و بدون آنکه نگاه تاریخی به چگونگی پیدایش احزاب سیاسی با ویژگی کردی داشته باشیم، به بررسی نقش احزابی می‌پردازم که بعد از انقلاب در مناطق کردنشین فعالیت خود را مجدداً آغاز کردند و به بیان مسئله کردها پرداختند. نگاه من به آن احزاب، نگاه به پدیده‌های واقعاً موجود است. البته چون امکان بررسی همه‌ی آنها در این مقاله مقدور نیست تنها به حزب دمکرات کردستان و کومله می‌پردازم و همه آنها هم پیوندی ارگانیک با مسئله کردها نداشتند؛ بلکه به دلایلی که مورد بحث قرار می‌گیرد از سایر مناطق کشور به کردستان آمدند، و با مسائل منطقه نیز بیگانه بودند.
انقلاب 1357 ایران
انقلاب اسلامی در بهمن ماه 57 در حالی به پیروزی رسید که ائتلافی طبقاتی با شرکت اکثر طبقات اجتماعی موجود در کشور علیه رژیم گذشته شکل گرفته بود. هرچند پیرامون انقلاب اسلامی و ماهیت ائتلاف طبقاتی ایجاد شده نظریه‌های متفاوتی مطرح شده است، اما اولین پیامد آن آغاز یک دوره‌ی جدید فعالیت احزاب سیاسی بود که می‌توانست در ایجاد نظام حزبی منسجمی در کشور بعد از فروپاشی یک دیکتاتوری نظامی‌گونه نقش مثبت داشته باشد. روند تحولات کشور به علت بروز اختلاف‌نظر میان میانه‌روها که به عنوان دولت موقت در مسند قدرت بودند و انقلابیون در مسیری افتاد که بحرانهای سیاسی نظامی را در کشور ایجاد کرد. در تهران کم‌کم فضای دانشگاه متشنج شد و نتیجه‌ی این بحرانها برآمدن بخشی از نیروهای انقلابی به عنوان قدرت مسلط و حذف نیروهای دیگر بود.
در مناطق کردنشین نیز همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی و در تداوم خواسته‌های جنبش اجتماعی کردها، احزاب سیاسی مجدداً فعال شدند. در این میان حزب دمکرات کردستان و کومه‌له (ابتدا با نام جمعیت انقلابی زحمتکشان ظاهر شدند. بعدها به نام کومه‌له (جمعیت) شهرت یافتند) دو حزب و سازمان سیاسی بودند که اعلام موجودیت کردند. با توجه به اینکه اندیشه‌های مارکسیستی و چپ، در آن دوره بستر فکری غالب بود، به ناچار قبل از طرح مسائل مربوط به این دو جریان سیاسی؛ تأثیر جریانات چپ را بر وقایع کردستان مورد بحث قرار می‌دهم.
نگاهی به جنبش چپ
فعالیت چپ کمونیستی در ایران، از قبل از تشکیل حزب کمونیست آغاز شده است. تاریخ تشکیلات مارکسیستی در ایران با تشکیل انجمنهای سوسیال دمکرات (اجتماعیون - عامیون) آغاز می‌شود. هر چند اینان به معنای واقعی کلمه مارکسیست نبودند اما مقدمه‌ای شد برای تشکیل حزب کمونیست. به تأثیر از حزب عدالت در باکو؛ حزب کمونیست ایران در سال 1299 تشکیل شد. در سال 1316 سازمان مخفی حزب کمونیست ایران لو رفت و منجر به بازداشت 53 نفر از اعضای آن شد. این آخرین فعالیت حزب کمونیست در دوران رضاشاه است.
فعالیت سیاسی دوباره‌ی روشنفکران چپ همانند سایر جریانها؛ تا شهریور ماه 1320 متوقف ماند. پس از اینکه روشنفکران یادشده به فرمان شاه جدید مشمول عفو گردیدند و آزاد شدند، فعالیت سیاسی خود را آغاز کردند. این عده که 27 نفر بودند با همکاری عده‌ای دیگر، اولین هسته‌ی تشکیلاتی را که بعدها حزب توده نام گرفت، بوجود آوردند.
باید در نظر داشت که ایران در شهریورماه 1320، به دنبال تصمیم متفقین مبنی بر استفاده از خاک ایران برای کمک‌رسانی به شوروی در جنگ با آلمان و هم‌پیمانانش از یک سو مقابله با گرایشی که در ایران به سمت آلمان وجود داشت؛ مورد اشغال نظامی قرار گرفت. شوروی شمال و شمال غرب، امریکا و انگلیس نیز از جنوب تا مرکز و غرب کشور را در اختیار گرفتند.
با استقرار ارتش سرخ در شمال غرب ایران، مسئولین انترناسیونال کمونیستی، مسئله‌ی تأسیس یک حزب سیاسی را که تضمین‌کننده‌ی منافع و اهداف شوروی در فضای نوین ایران باشد را در دستور کار خود قرار دادند، از دیدگاه آنها تأسیس یک حزب کمونیستی خالص ضرورت نداشت، بلکه می‌بایست دارای پوشش ملی و غیرکمونیستی باشد تا بتواند در جامعه‌ی ایرانی پایگاه اجتماعی کسب کنند. احسان طبری در این مورد می‌گوید:
«معلوم شد که کمینترن (انترناسیونال کمونیستی) به کسانی که مورد اعتمادش بودند از جمله (رضا) روستا خبر داده بود که حزب جدید کمونیست نخواهد بود. اولاً به علت وجود قانون ضدکمونیستی مصوب 1310 که فعالیت کمونیست‌ها را ممنوع و عضویت در این حزب را به عنوان جرم سیاسی اعلام کرده بود و این قانون کماکان اعتبار داشت. ثانیاً به علت وضع اجتماعی ایران که در آن وجود یک حزب مستقل کمونیستی را غیرلازم می‌کند. طبق این توجیه کمونیست‌ها و عناصر ملی باید مشترکاً حزب وسیعی به وجود می‌آوردند و برنامه ایجاد اصلاحات اجتماعی را به طوری که خرده‌بورژوازی و سرمایه‌داری ملی را نرنجاند، مطرح نمایند. بعدها این مسئله روشن شد که حزب توده یک حزب علنی است و فعالیت قانونی خواهد داشت، اما کمونیست‌ها سازمان مخفی و جداگانه خود را تشکیل می‌دهند و از پشت پرده فعالیت حزب علنی را اداره می‌کنند.»
حزب توده در مهرماه 1320 رسماً فعالیت خود را آغاز کرد. اهداف اولیه حزب، آزادی بقیه 53 نفر، به رسمیت شناختن حزب توده به عنوان یک سازمان مشروع و قانونی، انتشار یک روزنامه و تدوین برنامه‌ای وسیع که مانند برنامه‌های غیرمذهبی پیشین مخالفت علما را برنیانگیزد. در عین حال جذب دمکرات‌ها، سوسیالیست‌ها، کمونیست‌های کهنه‌کار و مارکسیست‌های جوان و حتی رادیکالهای غیرمارکسیست بود. حزب توده اولین کنگره‌ی خود را در مرداد 1323 تشکیل داد و مرامنامه خود را در پنج ماده به همراه اساسنامه‌ی خود منتشر ساخت. براساس خط‌مشی اعلام شده، حزب توده حزبی ملی بود که اهداف اصلی خود را استقرار حکومت ملی واقعی یعنی حکومت متکی به نیروی طبقات ستمدیده که اکثریت ملت را تشکیل می‌دهند قرارداد و اینکه با استعمار که نتیجه‌ی توسعه‌ی امپریالیسم و سرمایه‌داری خارجی است، مبارزه می‌کند. اما در نهایت حزب توده در برنامه و اساسنامه‌ی مصوب پلنوم هفتم خود در تیرماه 1339 خود را حزب طبقه‌ی کارگر در سراسر ایران خواند و جهان‌بینی خود را مارکسیزم لنینیسم اعلام کرد و اصول تشکیلاتی خود را منبعث از این جهان‌بینی خواند. هدف نهایی حزب در این برنامه ساختمان جامعه‌ی سوسیالیستی در ایران اعلام گردید و براساس آن، حزب خواهان تحولات اساسی و عمیقی در نظام اجتماعی ایران شد.
سیاست حزب توده بعد از تأسیس اولیه، با توجه به اینکه همزمان با دوران استالین در شوروی بود؛ تحت تأثیر آنچه به استالینیسم معروف شده است؛ قرار گرفت. او بعد از مرگ لنین بر اوضاع شوروی تسلط یافت و رقبای خود را کلاً از میان برد و دیکتاتوری به شیوه‌ی خود را بر حزب کمونیست شوروی تحمیل کرد. او برای تحقق مارکسیسم با اوضاع جدید، تعبیری از آن ارائه داد که براساس آن، جهان به دو اردوگاه سوسیالیستی و امپریالیستی تقسیم شده بود و تمام احزاب کمونیست جهان، ملزم به پشتیبانی و دفاع از اتحاد شوروی در مقابل سرمایه‌داری جهانی شدند. این روش به استالینیسم شهرت یافت و سه اصل اساسی داشت که عبارت بودند از: 1. برقراری نظام سلسله مراتبی. به نظر استالین حزب مانند ارتش است و همان سلسله مراتب را برای حزب قایل بود. او اگرچه می‌گفت که اعضای حزب از مصالح خاصی ساخته شده‌اند اما بر نقش رهبری در حزب تأکید بسیار می‌کرد. از نظر او جامعه‌ی شوروی مانند ماشینی بود که انسان‌های ساده پیچ و مهره‌های آن بودند و رهبران در کنار آنها اهرم‌های حرکت‌دهنده‌ی آن هستند. 2. تقدیس دولت سوسیالیستی: براساس اعتقاد به تفاوت ذاتی میان دولت سوسیالیستی و سرمایه‌داری، تقویت دولت شوروی برای مقابله با تهاجمات امپریالیزم ضروری بود. و بر اهمیت دولت سوسیالیستی و بر نقش دولت سوسیالیستی در اشاعه‌ی انقلاب در جهان استوار بود. 3. موظف ساختن کمونیست‌ها به پتشیبانی از دولت شوروی. اعتقاد بر این بود که شوروی حامی کمونیست‌ها در ایجاد انقلاب جهانی است، پس وظیفه‌ی اصلی کمونیست‌ها برپایی انقلاب در سراسر جهان است و شوروی تا حد زیادی آنها را در تحقق این امر یاری خواهد کرد. از نظر استالین در جوامع عقب‌مانده که آمادگی برای انقلاب سوسیالیستی را ندارند می‌بایست از خارج به کمونیست‌های این کشورها برای برپایی انقلاب سوسیالیستی کمک کرد. در چهارچوب اصول استالینیسم؛ حمایت از شوروی و حزب بلشویک (اولین خاستگاه سوسیالیسم و اولین حزب پیروز) وظیفه‌ی تمام احزاب کمونیست در سراسر جهان تلقی گردید. این امر مصادف است با قدرت گرفتن حزب توده در ایران و دخالت این حزب در بحرانهای سیاسی مانند بحران نفت، قضیه‌ی آذربایجان و کردستان و کودتای 28 مرداد 32. به دنبال کودتا و با فشار و سرکوب گسترده‌ی دولت پهلوی دوم در سالهای 1336 و بعد حزب توده نیز مانند سایر احزاب سیاسی، به فعالیت‌های پنهانی یا خارج از کشور کشیده شد و تا انقلاب ایران در سال 1357 استمرار یافت. اما در هر صورت در طی این دوره گفتمان مارکسیستی صورت غالب اکثر حرکات و جنبش‌های سیاسی و اجتماعی از جمله کردها بود.
تحولات بعد از انقلاب
در راستای تداوم خواستهای جنبش اجتماعی کردها، بعد از پیروزی انقلاب، طبیعی بود که مردم منطقه برخی از خواستهای مورد انتظار خود را برای ایجاد تغییراتی در زندگی و از میان بردن آثار ستم مضاعف رژیم گذشته مطرح نمایند. نمایندگی این خواستها را عمدتاً گروههایی برعهده گرفتند که در گذشته شکل گرفته بودند و در مناطق مختلف هر یک به میزان متفاوت نفوذ داشتند. این امر از همان آغاز مانع جدی برای ایجاد مرز مشترکی برای هماهنگی و بیان خواستها بود و آغازی برای بروز اختلاف‌نظرها در محل.
دو حزب دمکرات و کومه‌له در پی این رخدادها دست به تجدید سازمان زدند و خواستار خودمختاری و تأسیس حکومت و پارلمان محلی شدند و نیروهای نظامی «پیشمرگ» را تشکیل دادند. در مهاباد (مرکز سنتی و مهم حرکات ناسیونالیستی بعد از شهریور 1320 و پایتخت جمهوری کردستان در سال 1325 به رهبری قاضی محمد) علاوه بر اعلام موجودیت حزب دمکرات کردستان و کومه‌له (در ابتدا با نام جمعیت راه رهایی زحمتکشان کردستان)، شیخ عزالدین حسینی امام جمعه‌ی این شهر به عنوان رهبر معنوی و دینی ظهور کرد (اما به زودی تحت تأثیر کومه‌له قرار گرفت) و خواستار خودمختاری کردستان (همه‌ی مناطق کردنشین) شد؛ در سنندج نیز علامه احمد مفتی‌زاده رهبر مذهبی این منطقه از حق خودمختاری کردها حمایت کرد.
این در حالی است که با بروز اختلاف‌نظر بین میانه‌روها و تندروها (که خواستار تداوم بسیج انقلابی بودند) عملاً نیروهای سیاسی فعال شده بعد از انقلاب در برابر هم قرار گرفتند و به درگیریهای سیاسی و حتی خشونت منجر شد و احزاب و سازمانهای چپ در اثر این درگیریها از فضای سیاسی آزاد بعد از انقلاب رانده شدند. فضای بسته‌ی ناشی از این درگیریها، احزاب مذکور را ناچار از یافت مفری کرد که بتوانند به فعالیت خود ادامه دهند.
حمید احمدی یکی از صاحبنظران کشور در این زمینه معتقد است که در فضای دمکراتیک دوره‌ی اول انقلاب که گروههای مختلف برای کسب قدرت سیاسی رقابت می‌کردند، گروههای چپ‌گرا به آراء و حمایت گروههایی نظیر کردها سخت نیاز داشتند. پس از ممنوعیت فعالیت احزاب سیاسی، گروههای چپ‌گرا مراکز فرماندهی خود را به کردستان منتقل کردند تا مبارزه‌ی مسلحانه علیه دولت را ادامه دهند. مثلاً به دعوت جبهه دمکراتیک ملی نمایندگان کردها، ترکمن‌ها، عربها، بلوچها و آذریها در اجلاسی که به دنبال پیام شیخ عزالدین حسینی برگزار شد، شرکت کردند. شیخ عزالدین حسینی در این پیام عنوان کرده بود که ایران فقط در صورتی به دمکراسی دست می‌یابد که گروههای اقلیت قومی در آن آزاد و خودمختار باشند.
آنچه را که آقای احمدی مطرح کرده‌اند، می‌توان این‌گونه بیان کرد که اگر تعامل گروههای سیاسی در بستری از تفاهم یا همکاری برای ایجاد حرکتی مسالمت‌آمیز در حوزه‌ی سیاسی در تهران و شهرهای بزرگ جریان می‌یافت و به عبارت دیگر، گروهها همدیگر را تحمل می‌کردند، نه آن بحرانهای سیاسی روی می‌داد، نه آنکه احزاب رانده شده در حوزه‌ی سیاسی تهران و شهرهای بزرگ راه کردستان را در پیش می‌گرفتند و به این ترتیب مشکل موجود در منطقه را چند برابر افزایش نمی‌دادند. اما درگیری‌های سیاسی که به حذف گروههای چپ و ... انجامید، همه‌ی آنها را به سمت کردستان سوق داد. در نتیجه اگر زمینه‌هایی برای ایجاد بحران در کردستان وجود داشت، با ورود این گروهها که اولاً با قضیه‌ی کردها و مردم کرد ناآشنا بودند و دوم اینکه بدون توجه به خواست آنها عملاً هر کدام از اهداف، استراتژی و تاکتیک‌های خود را که به طور کلی خصلت ایدئولوژیک داشت و بیشتر در مخالفت با گروههای موجود در حاکمیت آن دوره بود؛ بحران شدت و تداوم پیدا کرد. بنابراین نقش چنین جریاناتی را که به نابردباری سیاسی و عقیدتی در تهران بازمی‌گشت در تشدید بحران کردستان باید در نظر داشت. اما با وصف این، هم‌چنانکه اشاره شد بعد از پیروزی انقلاب، دو نیروی سیاسی مؤثر در جریانات منطقه حزب دمکرات کردستان و کومه‌له بودند. علاوه بر آن دو البته جریان دینی مکتب قرآن که مرحوم مفتی‌زاده آن را رهبری می‌کردند به عنوان نیروی سوم در معادلات منطقه حضور داشت که چون ساختار رسمی حزبی به خود نگرفت، در این تحلیل مورد بحث قرار نمی‌گیرد.
حزب دمکرات
روز بیست و پنجم مرداد سال 1324 شمسی حزب دمکرات کردستان رسماً اعلام موجودیت یافت. اعلام موجودیت به دنبال تغییر نام و ماهیت کومه‌له‌ی ژی- کاف (جمعیت احیای کرد) صورت گرفت. برنامه‌های حزب در ابتدا درخواست حق خودمختاری برای کردها بود با تأکید بر رسمیت زبان کردی و تأسیس انجمن ولایتی کردستان طبق قانون اساسی مشروطه، تأکید بر بومی بودن مسئولان محلی، و در نظر داشتن یک الگوی اقتصاد ملی بود.
سنگ بنای اولیه اندیشه حاکم بر حزب دمکرات را آرمانهای جمعیت ژ- کاف، تشکیل می‌داد. تفکر غالب و حاکم بر فضای فکری جمعیت تأکید بر ناسیونالیزم کردی همراه با مذهب بود. این اندیشه در ابتدای تأسیس حزب تداوم می‌یابد. اما تحت تأثیر جنبش چپ و مشخصاً ارتباط حزب با کمیته‌ی کمونیستی کردستان حزب توده در سال 1327، قرار می‌گیرد. با کودتای 28 مرداد 1332 این ارتباط دچار گسست می‌شود. از این پس به طور متناوب گرایش به راست و چپ در حزب دیده می‌شود و این البته بعد از انقلاب که کنگره‌های چهارم (1359) و هشتم (1367) موجب انشعاب درونی گردید. که در آن عمدتاً جناح‌های چپ توده‌ای و انقلابی غیرتوده‌ای به دلیل نارضایتی از آنچه که اصطلاحاً جناح قاسملو می‌نامیدند، انشعاب نمودند. عبدالرحمن قاسملو که با طرح ناسیونالیسم کرد در کنار اندیشه‌های سوسیالیستی، محور برنامه‌های رسمی حزب به شمار می‌آید؛ بر درخواست خودمختاری و انجام مذاکره با دولت جمهوری اسلامی تأکید می‌کرد.
حزب دمکرات در سال 1371 در آلمان رسماً به عضویت انترناسیونال سوسیالیست پذیرفته شد و با در پیش گرفتن خط‌مشی سوسیالیزم دمکراتیک، از سوی اکثر احزاب و سازمانهای سوسیالیست مورد استقبال و حمایت قرار گرفت. در یک تعریف کلی می‌توان گفت اندیشه‌ی حاکم بر حزب، اندیشه‌ی راست در حوزه‌ی چپ با گرایش معتدل و خط‌مشی ناسیونال سوسیالیست که در پی بیان سیاسی خواست مردم کرد در ایران بوده است. با توجه به این خصوصیات است که حزب بر مواضع طبقاتی شدید تأ‌کید نمی‌کند و مانند یک جنبش اجتماعی فراگیر در حدود عضوگیری از همه‌ی گروههای اجتماعی بوده است. از نظر جامعه‌شناسی سیاسی این ویژگی در عین حال که می‌تواند نقش مثبتی در بالا بردن نفوذ احزاب داشته باشد، اما این مشکل را نیز دربر دارد که چگونه می‌توان گروههای مختلف را همزمان تحت تأثیر قرار داد.
کومه‌له
برپایه اعلام رسمی «شورش» ارگان رسمی این سازمان بعد از پیروزی انقلاب؛ در پاییز سال 1348 توسط رفقا، گروهی تأسیس شد که پس از طی فراز و نشیب‌ها و رونق و رکودها، سرانجام در بهمن‌ماه 1357 با نام سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان ایران اعلام موجودیت کرد. اما بزودی به نام کومه‌له تغییر نام یافت. سازمانی در حوزه‌ی چپ کمونیستی و عمدتاً با پیروزی از الگوی چینی آن، از همان آغاز راه مواضع شدیداً طبقات به خود گرفت و اعلام داشت: «ما از حکومت فعلی انتظار حل مسئله‌ی ملی را نداریم و از آن هم تقاضای خودمختاری یا حل مسله‌ی ملی را نمی‌کنیم و معتقدیم که این مسئله در رابطه با وحدت مبارزاتی همه‌ی خلقهای ایران و در چهارچوب حکومتی به رهبری طبقه‌ی کارگر که برابری حقوق همه‌ی ملیت‌های ایران را به رسمیت شناخته و ...» اندیشه‌ای که نهایتاً به تغییر نام کومه‌له به شاخه کردستان حزب کمونیست ایران در سال 1362 منجر شد. بنابراین در ارتباط با قضیه‌ی کردها نوعی بی‌توجهی یا بیگانگی ایدئولوژیک در مواضع آن مشاهده می‌شود. عاملی که علاوه بر رقابتهای حزبی برای تصرف قدرت، از همان آغاز راه، کومه‌له و حزب دمکرات را در برابر هم قرار می‌دهد. اختلاف‌نظر دو قدرت سیاسی موجود در منطقه که منشأ منازعات خشونت‌آمیز بین آنها بود، عمدتاً پیرامون موضوع مذاکره با دولت موقت و سپس اتخاذ نوع استراتژی نظامی بود. آنگونه که کریس کوچیرا می‌گوید؛ در همه‌ی موارد رهبران مارکسیست- لنینیست کومه‌له از سران حزب دمکرات که به نمایندگان یک حزب خرده‌بورژوازی تلقی می‌شدند، جدا می‌گردند. هر دو دارای نیروهای نظامی جداگانه بوده و در جستجوی گسترش حوزه‌ی نفوذ خود و مخصوصاً گمرکات مرزی بودند. در نتیجه مبارزه برای قدرت شدت گرفته و عوامل اختلاف افزایش می‌یابد. کوچیرا توضیح می‌دهد که پیوستن حزب دمکرات به شورای ملی مقاومت به رهبری مسعود رجوی تشنج بین دو سازمان را بالا برد. در عین حال کومه‌له حزب دمکرات را متهم می‌کند که در قبال اسلام برخوردی مبهم دارد، به این معنی که در مباحثه با آنها (کومه‌له) خود را طرفدار سوسیالیسم معرفی می‌کند ولی در مراجعه با روستائیان می‌گویند طرفدار اسلام هستیم. به این ترتیب همانند رقابتهای موجود بین دو حزب مسلط کردستان عراق، شاهد بروز و اوج‌گیری منازعه میان حزب و کومه‌له هستیم. که هر یک در پی خرده‌گیری از دیگری است و یکدیگر را به سعی در تحمیل هژمونی خود بر دیگری متهم می‌نمایند.
بدین‌ترتیب منازعه میان دو حزب در اوایل پیروزی انقلاب و سالهای بعد، عملاً بحران کردستان را پیچیده‌تر کرد، به گونه‌ای در گفتگو با هیئت حسن نیت دولت موقت در مهاباد، اختلاف دیدگاه آنها موجب بر هم زدن زمینه‌ی مناسب برای گفتگو گردید.
در تحلیل کلی از دو حزب مذکور، حمیدرضا جلایی‌پور معتقد است که دو حزب دمکرات و کومه‌له علیرغم تفاوتها و اختلافات ریشه‌ای، دارای نقاط اشتراکی هستند که عبارتند از:
1. همه‌ی اعضا و کادر تشکیلاتی آنها چه نظامی یا سیاسی کرد هستند.
2. حوزه‌ی فعالیت آنها از لحاظ سیاسی، نظامی همان مناطق کردنشین سنی‌نشین ایران است.
3. شعار اصلی این دو حزب خودمختاری برای کردستان است. اگرچه کومه‌له اهداف کمونیستی برای کل ایران را اعلام می‌کند.
4. این دو حزب شیوه‌های مبارزاتی از نوع سیاسی را برای گرفتن خودمختاری از دست جمهوری اسلامی کافی نمی‌دانند و جنگ مسلحانه را راه رهایی می‌دانند.
5. پایگاههای اصلی این دو حزب از سال 1360 به بعد در خاک کردستان عراق است.
باید خاطر نشان کرد که کومه‌له نیز با گذشت زمان و حوادث به وقوع یافته در سطح منطقه و جهان دچار تغییراتی شده است و مخصوصاً در ارتباط با مسئله‌ی کردها و موضع‌گیری در قبال آن، در سالهای اخیر دچار انشعاب گشت. یک بار در سال 1990/1369 (رها کردن مبارزه‌ی مسلحانه توسط بخشی از بدنه‌ی آن) و بار دوم در سال 2000 میلادی /80-1379 (به عنوان اینکه کومه‌له به مسئله‌ی ملی کم بها داده است). از دیدگاه کومه‌له، توضیح واقعی علت حرکت آنها (انشعاب‌کنندگان) از لحاظ ایدئولوژیک کنار گذاشتن برنامه‌ها و آرمان کمونیستی و از لحاظ سیاسی همنوایی با اصلاحات بورژوایی در ایران و بازتاب آن در کردستان است.
واضح است قرائتی که کومه‌له/حزب کمونیست ایران از مسئله‌ی کردها دارد، علیرغم آنکه به زعم جلایی‌پور اعضای آن کرد هستند؛ هنوز هم قرائتی ایدئولوژیک است. و این امر همراه با تأکید بر مبارزه مسلحانه و انقلاب کارگری، به عنوان رهیافتی در برابر دنیای سرمایه‌داری عملاً نه‌تنها کمکی به حل مسائل منطقه نمی‌کند، بلکه می‌تواند خود در تشدید وضعیت بحرانی در مناطق کردنشین تأثیر مستقیم داشته باشد. چرا که از نظر کومه‌له راه‌حل مسئله‌ی کردستان تنها در گرو تحقق ایدئولوژی انقلابی است: «همانطوری که همیشه گفته‌ایم، ما خواهان حق تعیین سرنوشت به معنی تشکیل دولت مستقل برای مردم کردستان هستیم، اما شرایطی که در آن مردم کردستان بتوانند بدون نگرانی از تهدیدات و اعمال فشارهای نظامی، پلیسی، سیاسی و اقتصادی و غیره آزادانه از این حق خود استفاده کنند. تنها راه واقع‌بینانه رفع ستم ملی از خلق کرد، مشارکت مردم کردستان در یک جنبش انقلابی سراسری و برقراری رژیمی است که برخورداری عملی از همه حقوق دمکراتیک مردم را تأمین کند.» ایدئولوژی انقلابی که راه را برای هرگونه جریان اصلاحی می‌بندد. این در حالی است که از نظر جامعه‌شناسی سیاسی و انقلاب، جامعه‌ای که دچار انقلاب شده و مراحل بعدی آن را برای ورود به دوران ترمیدور یا بازگشت دارد تجربه می‌کند و حتی گرفتار مسائلی از جمله اقتدارطلبی در حوزه قدرت توسط محافظه‌کاران است و به لحاظ تئوریک آمادگی ورود به انقلابی دیگر را ندارد و حتی در صورت وجود چنین آمادگی عمومی؛ انجام آن نه ممکن است و نه نتیجه‌ی آن قابل پیش‌بینی.
بازگشت به آغاز
واقعیت آن است طرح مسئله‌ی آسیب‌شناسی احزاب کردی، در شرایطی که زمینه برای مباحثه همه‌جانبه آن فراهم نیست، کاری سخت و دشوار است. هم‌چنانکه در ابتدای بحث مطرح نمودم. اما از محتوای آنچه که قدری شتاب‌زده مرور شد می‌توان گفت که:
- احزاب کردی بعد از انقلاب (عمدتاً دو حزب تأثیرگذار بر جریانات منطقه یعنی کومه‌له و حزب دمکرات)، کم و بیش در چهارچوب الگویی عمل کرده‌اند که سایر احزاب سیاسی در کشور عمل کرده‌اند و بنابراین همان آثار هم بر آنها مترتب است.
- به لحاظ محلی، هیچیک از دو حزب مذکور نخواسته‌اند که در قالب حزبی محلی مطرح شوند (هرچند در این زمینه حزب دمکرات قدری بیشتر سنخیت با مسائل محلی دارد) و به نظر می‌رسد مسائلی را که مورد خطاب سراسری است مطرح نموده‌اند (به تأثیر از فضای فکری چپ).
- تأکید بر جنبش مسلحانه از ویژگیهای دیگریست (اگرچه در حال حاضر مورد تردید جدی است) که در گذشته مورد تأکید بوده و اکنون نیز بر آن اصرار ایدئولوژیک وجود دارد. در حالی که به نظر می‌رسد شرایط عینی جامعه با آن چندان سازگاری نمی‌نمایاند.
- تأکید بر این نکته نیز اهمیت دارد که اقتدارطلبی در حوزه سیاسی و سرکوب به شیوه یکسان‌سازی هویت‌های موجود، در حال حاضر نه امکان‌پذیر است نه قابل قبول.
بر پایه‌ی این مدعا به نظر می‌رسد یک تغییر اساسی در قرائت‌های موجود لازم و ضروری است. این نیز نیازمند بستر سیاسی دمکراتیک است که در آن گرایشهای مختلف از راست و چپ بتوانند به صورت همکاری مشترک و در چهارچوب اهداف تعریف شده، همانند کشورهای پیشرفته و دمکراتیک با هم تعامل نمایند. این امر مخصوصاً برای آینده تحزب در ایران اهمیت اساسی دارد. چرا که آینده تحزب در ایران به امکاناتی بستگی دارد که گفتمان دمکراتیک جامعه‌ی مدنی برای فعال شدن اقشار و گروههای مختلف و نهادها و مؤسسات مدنی و مشارکت آنها در سیاست ایجاد می‌کند. جامعه ایران از حیث ساختاری تمایلات کثرتگرایانه‌ای دارد، یعنی می‌تواند نظامی چندحزبی تولید کند، لیکن تمایلات ساختاری تنها در پرتو گفتمانی مناسب فعال می‌شوند.

نوشته شده در یکشنبه 8 آبان 1384 و ساعت 04:10 ق.ظ توسط : شاهو احمدیان
ویرایش شده در - و ساعت -



This is the hex code of the current background color

Starting Messages...
border="0" ALT="Google" align="absmiddle">
Please enter your name:

khafankade


Javascripts


New Page 1 كدهای خفن جاوا اسكریپت

A Simple Rollover