تبلیغات
سیاست پدر ومادر ندارد. - فدرالیسم و مسائل فرهنگی یا فدراسیون انقلابی

به نام خدا

سیاست پدر ومادر ندارد.
WELLCOME TO FREEDOM KURDESTAN  به وبلاگ  آزادی کردستان  خوش آمدید


¿فدرالیسم و مسائل فرهنگی یا فدراسیون انقلابی
یکشنبه 8 آبان 1384

در حالیكه یخ ها در حال  ذوب شدن هستند هنوز بسیاری از انقلابیون ما متأسفانه مسئله فرهنگ و زبان و لیبرالیسم را چنان برای خود وانمود و مهم می پندارند انگار مسئله فرهنگی و لیبرالیسم چاره ساز مشكلات رفع ستم ملی و رفع مشكلات اقتصادی توده های محروم وستمدیده جامعه خواهد شد و انگار بدین طریق ضربه به غارتگران و به دشمنان دیرینه جنبش انقلابی كردستان خواهند زد.

فدرالیسم و خودمختاری فرهنگی  خود تاكتیك  فریب حق تعیین سرنوشت سیاسی و اقتصادی است كه بوسیله دشمنان جنبش انقلابی كردستان و دشمنان قسم خورده توده های محروم  در شرا یط زوالشان برای بقای خود، طرح ریزی كرده اند، گواه این امر چنین است كه رژیمهای جنایتكار تحمیلی حاكم بر كردستان در بسیاری از نقاط كردستان، عملاً در تدریس زبان كُردی اقدام نموده و مسائل فرهنگی را در برنامه های خود برای به انحراف كشانده جنبش انقلابی كردستان و فریب توده های پُر خشم مطرح كرده اند، متأسفانه تعدادی از نیروهای و اشخاص خوشبین به مسئله فرهنگی ناآگاهانه یا عمدی از تاكتیك های فریبكارانه و تفرقه اندازانه دول امپریالیستی و حكومتهای حاكم بر كُردستان دنباله روی كرده و مسئله فدرالیسم را اتحاد خلق و برابری انسانها می نامند، نه اینكه صف خلق ها را از هم جدا كنند، این آقایان باید بطور واجب و ضروری درك كنند كه: خاصیت ذاتی دموكراسی بورژوائی بنا بر طبیعتی كه دارد، این است كه موضوع برابری بطور اعمم و از آنجمله برابری ملی را بشیوه انتزاعی یا ظاهری مطرح می كنند.

دموكراسی بورژوائی تحت عنوان برابری شخصیت انسانی بطور اعم برابری صوری قضائی مالك و پرولتر، استثمارگر و استثمار شونده را اعلام می نماید و بدینسان طبقات ستمكش را به فاحش ترین نحوی می فریبند. اندیشه ی برابری، که خود انعکاسی از مناسبات تولید کالائی است توسط بورژوازی به بهانه ی برابری به اصطلاح مطلق افراد انسانی، به آلت مبارزه علیه طبقات تبدیل می گردد، مفهوم خواست برابری فقط عبارت است از خواست محو طبقات و بس.

سوال من از این آقایان چنین است كدام «اتحاد» خلق ها؟! و این اتحاد با چه كسانی است؟ -«اتحاد» با آن ساواكی مزدور و جنایتكار دیروزی و آن ستاد جاسوسی امروز سازندگی  «اصلاح طلبان» و یا آن حاكمان غارتگر و تبهكار بر سر میز مذاكرات پنهانی می نشینند ؟ یا «اتحاد» با اندیشه انحرافی كه خواهان و طالب و مشتاق مذاكرات با دسته اول است، كسان و جریانیكه به عوامل رژیم دلخوش كرده و انتظار اتحاد بودن با آنها هستند و به آنها امیدوارند، باید من ناآگاه از مسائل سیاسی به آنها بگویم:

سیاست جنبش انقلابی كردستان نمیتواند به تصدیق خشك و خالی و صوری و صرفاً دكلاراتیو تساوی حقوق ملل، كه متضمن هیچگونه تعهد عملی نیست اكتفا ورزد. آنها دربهترین حالت شیوه جنایت رئیس جمهور قبلی (بنی صدر) و (محسن رضائی) فرمانده قبلی سپاه پاسداران را تكرار خواهند كرد كه به ارتش و پاسدار و بسیجی در رسانه های آن زمان با عشوه می گفت، مملكت در خطر است و به چكمه پوشان دستور می داد كه پوتین ها را از پاهایشان در نیاورند تا كردستان را پاكسازی خواهند كرد چنانچه بعد از دستور این جنایتكار جانی یكی از سیمهای برق مركز استان كردستان (سنندج) سالم نمانده بود و از جنایتش نسبت به مردم و شوراهای حاكم خود بگذریم، هزاران بار روی شارون ها را سفید كرده بودند: بقول یكی از رفقا «شهید فواد عرب» كه چندین سال در فلسطین بر علیه اسرائیل مبارزه كرده بود و می گفت هرگز در فلسطین چنین جنایت و جنگی را ندیده ام كه در كردستان مشاهده كرده ام ، زیرا تاریخ جنبش انقلابی كردستان بیشتر مربوط به آن عزیزانی است كه متأسفانه در بین ما نیستند و بر علیه ظلم و استبداد و ستم تا آخرین لحظه حیات خود بدون هیچ تزلزل وكجروی و عوامفریبی بر آنچه می گفتند عمل هم می كردنند، و عمل وكلام و بینش آنها منافع توده های محروم را در برداشت و آنها را به منافع طبقاتی خود آشنا میكردند و عاملین اصلی جرم را بخوبی می شناختند و بدون ترس به مردم معرفی می كردند و در انتظار مقام و لقمه نانی از آنها بسر نمی بردند.

2- یا برای مردم و توده های محروم اقشار مختلف جامعه كه حتیٰ نفس كشیدن برایشان زجرآور است، و هر روز برای امرار معاش ناچاراًعضوی از بدنشان را در معرض فروش قرار می دهند، و یا آن کارگران و زحمتكشان و جوانانی كه هر وقت بخانه می روند، از بس در فقر و تنگدستی قرار دارند مرگ را هزاران بار بر آن زندگی فلاكت بار ترجیح می دهند.

كسان و جریانی كه صف خلق ها را بهر عناوینی مخدوش می كنند طبیعتاً خصائل انقلابی را از خود طرد می كنند و جبهه انقلاب و منافع توده های محروم  را كمرنگ و ضدانقلاب را تقویت می نمایند و بهمان شیوه اگر مسائل فرهنگی را با حق ملل در تعیین سرنوشت خویش تا سرحد جداشدن را مخدوش كنند بسیار كوته فكرانه خواهد بود، این مسائل در تمام شیوه های مبارزه و حتیٰ زندگی روزمره صدق خواهد كرد.

ترس از دستۀ دوم: دال بر عدم درك وظایفی است كه جنبش انقلابی كردستان در برابر ما قرار داده است بدبخت آن ملتی كه بخواهد ملت دیگر را تحقیر و به اسارت در آورد و مانع آزادی كامل آنها شود و راه را برای ارتجاع دیگر بازكند بطور واضح و این تمامیت ارضی خواهان از راست و چپ هستند كه ملت خود را بدبخت و به این سیاه روزی كشانده اند و می خواهند راه را برای ارتجاع دیگر باز كنند، اینها مانع آزادی ملیتهای دیگر می شوند تا تصمیم گیرنده سرنوشت خود باشند و ملت خود را بدین شیوه تا ابد بدبخت و راه را برای ارتجاع دیگر باز خواهند كرد، چون منافع آنها در كلیت قضیه در آن نهفته است و دنباله روی از آنها جنبش انقلابی کردستان را در لجنزار فرو خواهد برد و خون ریخته شده ی بهترین فرزندان راستین را پایمال خواهد شد.

راه چاره چیست؟ تشكیل فدراسیون انقلابی كه عبارت است از شكل انتقال به وحدت كامل كارگران و زحمتكشان ملل گوناگون: تشكیل فدراسیون انقلابی كه مظهر آگاه مبارزه توده های تحت ستم در راه برافكندن یوغ بورژوازی است.

بر وفق وظیفه اساسی خود برای مبارزه علیه دموكراسی بورژوائی و افشاء اكاذیب و مكرو حیله و فریب آنها، باید در مورد مسئله ملی نیز آنچه را كه در رأس مسائل قرار می دهیم اصول انتزاعی و ظاهری و سطحی نبوده بلكه عبارت باشد از: اولا- در نظر گرفتن دقیق اوضاع و احوال مشخص تاریخی و مقدم بر هر چیز اوضاع و احوال اقتصادی: ثانیا ً ـ جدا كردن سریع منافع طبقات ستمكش یعنی زحمتكشان و استثمار شوندگان از مفهوم كلی منافع ملت بطور اعم كه عبارتست از منافع طبقه حاكم ثالثاً ـ بهمینسان صریحاً مجزا ساختن ملل ستمكش، وابسته و نامتساوی الحقوق از ملل ستمگر، استثمارگر، كامل الحقوق بر خلاف اكاذیب بورژوآ دموكراتیك كه بوسیله آن اسارت مستعمراتی و مالی اكثریت عظیم توده های محروم تمام جوامع توسط اقلیت ناچیزی از كشورهای سرمایه داری  پیشرو و بسیار ثروتمند یعنی اسارتی كه از مختصات دوران سرمایه مالی و امپریالیسم است. پرده پوشی می گردد. عاملین اصلی: كه كُردستان را بین چند كشور تقسیم كرده اند و همان روز اول تخم كینه و نفرت را برای منافع خود وعوامل مزدور خود كاشته اند تا اكثر مردم را در تنگنای وحشتناك امروزی نگهدارند، درك این مطلب بسیار حائز اهمیت است.

۱ ـ تمام ملیتها  به آزادی  بی قید  و  شرط همدیگر ارج  نهند و پشتیبانی خود را اعلام نمایند و تا زمانیكه این كار را قلباً انجام ندهند، خود  بعناوین  مختلف اسیر و در بندند و آزاد نخواهند شد و همیشه بازیچه  دست  منافع  طلبان خواهند گشت، 2ـ واقعیت اینست كه اكثر ما از توده های محروم جامعه هستیم و باید همان كلمه نجات از محرومیت، نقطه مشترك ما باشد تا بتوانیم محرومان دیگر جامعه را به بهترین شكل كمك  نمائیم وقتی اینكار را قلباً انجام دادیم به  آزادی  كامل  همدیگر ارج  خواهیم گذاشت و پشتیبان  هم  خواهیم بود و بدین  ترتیب  خود بخود  فرصت طلبان و  منافع  پرستان و عوام فریبان طرد خواهند شد و حركت جهان خواران و عوامل آنها كُند تا زمانیكه اینكارها قلباً و عملا انجام نگردد جهانخواران به جیره خواران تبدیل نخواهند گشت، درك این موضوع چندان مشكل نیست:

جنگ امپریالیستی سالهای 1914 – 1918  كذب عبارت پردازیهای بورژوادموكراتیك را با روشنی خاصی دربرابر همه ملل و در برابر طبقات ستمكش همه جهان آشكار ساخت و عملاً  نشان داد كه قرار داد ورسای، كه از طرف دموكراسی های باختری کذائی تحمیل شده است، آنچنان زورگوئی نسبت به ملل ضعیف است که از قرارداد برست لیتفسک هم، که از طرف یونکرهای آلمانی و قیصر آلمان تحمیل شده بود، وحشیانه تر و رذیلانه تر می باشد.

جامعه ملل و تمام سیاست پس از جنگ كشورهای آنتانت بنحوی از اینهم روشنتر و صریحتر این حقیقت را فاش می سازد و همه جا مبارزه ی انقلابی خواه پرولتاریای كشورهای پیشرو و خواه كلیهء توده های زحمتكش كشورهای مستعمرات و وابسته را تشدید می نماید و ورشكستگی اوهام ملی خورده بورژوائی را در مورد امكان همزیستی صلح آمیز و برابری ملل در شرایط  سرمایه داری، تسریع می كند. از احكام اساسی فوق چنین نتیجه می شود كه در راس تمام سیاستها در مورد مسئله ملی و مستعمراتی باید نزدیك شدن پرولترها و توده های زحمتكش همه ملل و كشورها برای مبارزهء انقلابی مشترك در راه سرنگون ساختن ملاكین و بورژوازی قرار داده شود.

زیرا فقط این نزدیک شدن است كه پیروزی بر سرمایه داری را كه بدون آن محو ستمگری ملی و عدم تساوی حقوق ممكن نیست. تضمین می نماید، حق تعیین سرنوشت را نمی توان نه بمفهوم فدراسیون تعبیر كرد و نه بمعنی خودمختاری فرهنگی ، گر چه اگر قضیه را بطور مجرد در نظر بگیریم هر دو این ها با مفهوم حق تعیین سرنوشت وفق می دهد، حق فدراسیون بطور كلی بیمعنی است زیرا فدراسیون یك قرارداد دوجانبه است به این منظور كمونیستها و سوسیالیستهای انقلابی كردستان هرگز نخواهند توانست دفاع از فدرالیسم بطوركلی را در برنامه خود قید كنند و در این مورد جای سخنی هم نیست و اما در خصوص خودمختاری باید متذكر شد آنچه را كه سوسیالیستهای انقلابی از آن دفاع می كنند صرفا حق خودمختاری نیست بلكه خود خودمختاری ای است كه اصل عمومی و جامع دولت دموكراتیكی است كه از لحاظ ملی رنگارنگ بوده و اختلاف جغرافیائی و غیره در آن شدید است بدین معنی خود مختاری ملل نیز درست مثل ملل به فدراسیون چیزیست بیمعنی و كاملا جدا از حق تعیین سرنوشت سیاسی و اقتصادی است و اما زبان مادری كه اكثراً  در سایتهای كامپیوتری بوسیله فرهنگ و زبان طلبان پُر غوغاست، باید دانست به چه معنیٰ است؟ و بیشتر قابل استفاده چه قشر و طبقه ایست؟ در واقع هیچ جریان و انسان آزادیخواهی منكر زبان مادری هیچ ملیت و اشخاصی نیست و نباید باشد و نوشتن و خواندن هر زبان مادری به بهترین نحو حق طبیعی هر ملیت و اشخاص است زبان، زبان مهمترین وسیله آمیزش بشریست: زیرا وحدت زبان و تكامل بلامانع آن یكی از مهمترین شرایط مبادله بازرگانی واقعاً آزاد و وسیع و متناسب با سرمایه داری معاصر و یكی از مهمترین شرایط گروه بندی آزاد و وسیع اهالی بصورت جداگانه و بالاخره شرایط ارتباط محكم بازار با انواع تولید كنندگان خُرد و كلان و فروشنده و خریدار است. بدین جهت تمایل و اشتیاق هر نوع جنبش ملی عبارتست از تشكیل دولتهای ملی، كه بتوانند این خواسته های سرمایه داری معاصر را به بهترین وجهی برآورده نمایند. محرك این قضیه عوامل اقتصادیست و بدینجهت برای تمام اروپای غربی و حتیٰ برای تمام جهان متمدن ـ تشكیل دولت ملی برای دوران سرمایه داری جنبه عمومی وعادی دارد، بنا براین اگر بخواهیم به مفهوم حق ملل در تعیین سرنوشت خویش پی ببریم و در عین حال خود را با تعریفهای قضائی سرگرم نكنیم و تعریفهای مجرد وضوع ننمائیم بلكه شرایط  تاریخی ـ  اقتصادی  جنبش های  ملی  را مورد  تجزیه و تحلیل  قرار  دهیم، آنوقت ناگزیر به این نتیجه خواهیم رسید كه منظور از حق ملل در سرنوشت خویش یعنی حق آنها در جداشدن از مجموعه ی ملتهای غیر خودی و تشكیل دولت ملی مستقل.

نوشته شده در یکشنبه 8 آبان 1384 و ساعت 04:10 ق.ظ توسط : شاهو احمدیان
ویرایش شده در - و ساعت -



This is the hex code of the current background color

Starting Messages...
border="0" ALT="Google" align="absmiddle">
Please enter your name:

khafankade


Javascripts


New Page 1 كدهای خفن جاوا اسكریپت

A Simple Rollover